یک فنجان قهوه ارزان با آسمان

چه خوب

چه خوب

چند روزیست آسمان شهر من غمگین است

بهانه هایم را 

واشک هایم را بسته بندی کردم

وچپاندمشان در سخت ترین جای خانه

برای همدردی با آسمان بغضی کم جان هم کفایت می کند

کنار آسمان می نشینم و قهوه می نوشیم و اصلا هم به طعم مبتذلش اشاره نمیکنیم

اسمآن آه های جانسوز میکشد و پشت هم اشک های درشت می بارد

من؟

من سکوت میکنم و فکر میکنم کاش اشک هایم را دم دست گذاشته بودم

اه میکشم و بغضم را با قهوه  به زور قورت میدهم

بغض بی اشک به هیچ کارم نیامد

کنار آسمان نشسته ام 

آسمان پشت هم اه های جانسوز می کشد و

اشک های درشت می بارد

من ؟

تلاش می کنم اه هایم از ته دلم باشد

و به طعم ارزان قهوه ام فکر میکنم و

از یادم میبرم فکر اشک های بسته بندی شده ام را

و بغضی که قورتش دادم را

و بهانه هایی که همراه اشک هایم

در سخت ترین جای خانه گذاشتمشان

قلپ قلپ مینوشم و به هر قطره اش عمیق فکر میکنم...

 

 

 

/ 1 نظر / 23 بازدید
شهر عجیب

می خوای آدرس وبلاگت رو عوض کنی؟ درست فهمیدم؟ لطفاً اگر همچین کاری می کنی آدرست رو بهم بده ممنون